تبلیغات
کانون قرآن و عترت دانشگاه آشتیان - تبعید امام
کانون قرآن و عترت دانشگاه آشتیان
قرآن و عترت دوبال برای پرواز تا افلاک
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 خرداد 1390 توسط امید طاهرنژاد



جریان تبعید امام بدین گونه بود كه در زمان متوكل شخصی به نام عبد الله بن محمد  متصدی امور نظامی ونماز در مدینه بود واو به آزار امام هادی (ع) می پرداخت ونزد متوكل از این گرامی سعایت می كرد ، امام(ع) از سعایت او مطلع شد ودر نامه ای دروغ ودشمنی عبد الله بن محمد را به متوكل تذكر داد ، متوكل دستور داد به نامه ی امام پاسخ دهند واو را محترمانه به سامرا دعوت كند . متن پاسخی كه به امام نوشتند چنین است :



بسم الله الرحمان الرحیم

اما بعد همانا امیر مقام شما را می شناسد وخویشاوندیت را مراعات می كند وحقت را لازم می داند امیر (عبد الله بن محمد)را به جهت جهالتش به حق شما وبی احترامی واتهام نسبت به شما از مكانش در مدینه عزل كرد ، امیر می داندشما ار این اتهامات بر كنار هستید ودر گفتار وكردار نیاكان صدق نیت دارید وخود را برای انجام موارد اتهام  آماده كرده اید ، وبه جای او محمد بن فضل را قرار داد وبه او دستور اكرام واحترام واطاعت از فرمان ونظر شما را داده است ولی امیر مشتاق شما ست ودوست دارد با شما تجدید عهد نماید ، پس اگر شما هم ملاقات وماندن نزد او را دوست دارید خود وهر كس از اهل بیت ودوستان وخادمان را كه مایل هستید برگزینید وبا فرصت ووقت مناسب به سوی ما بیایید وقت سفر وتوقف در بین راه وانتخاب راه همه به اختیار شما ست ، واگر مایل باشید یحیی بن هرثمه دوست امیر وسپاهیانش در خدمت شما حركت كنند هر طورصلاح بدانید ، به او دستور دادیم از شما اطاعت نماید پس از خدا  طلب خیر كن تا امیر را ملاقات كند وهیچكس از برادران وافراد خاندان ونزدیكانش نزد اواز شما عزیز تر نیست . والسلام.

 بدون تردید امام از سوء نیت متوكل آگاه بود ولی چاره یی جز رفتن به سامرا نداشت زیرا  سربازدن از دعوت متوكل ، سندی برای سعایت كنندگان می شد ومتوكل را بیشتر تحریك می كرد وبهانه مناسب به دست او می داد گواه آنكه امام از نیّات متوكل آگاه بود ونا چار به این سفر رفته است آنكه خود بعدها در سامرا می فرمود : (( مرا از مدینه با اكراه به سامرا آوردند )).

بهر حال امام نامه را دریافت داشت وعازم سامرا شد ویحیی بن هرثمه نیز با آن گرامی همراه بود چون به سامرا رسیدند متوكل نگذاشت امام همان روز داخل شهر شود ودستور داد او را جای نا مناسبی به نام (‌ خان الصعالیك ) كه جایگاه گدایان ومستمندان بود جای دهند ، آن روز امام در آنجا ماند آنگاه متوكل خانه ای جدا گانه برای آن حضرت در نظر گرفت وامام را به انجا منتقل ساخت وبه ظاهر او را مورد احترام قرار داد وپنهان در صدد تضعیف وبد نام كردن امام بود ولی توانایی بر ان نداشت .

(صالح بن سعید)می گوید : روز ورود آن حضرت به خان الصعالیك ،

خدمتش شرفیاب شدم ، وعرض كردم ، فدای تو شوم این ستمكاران در همه چیز می خواهند نور تو را خاموش سازند ودر حق تو كوتاهی كنند تا آنجا كه شما را در این كاروانسرای پست كه كاروانسرای فقرا است فرود آورند .

آن گرامی با دست به سویی اشاره كرد وفرمود : این جا را ببین ای سعید ، من نگاه كردم باغهای آراسته وپر از میوه وجوی های جاری وحوریان وخدمتگزاران بهشتی همچون مرواریدهای پاكیزه ودست نخورده دیدم  ، حیران شدم وبسیار تعجب كردم .

فرمود : ما هر كجا باشیم این برای ماست ، ای پسر  سعید ما در خان صعالیك نیستیم.




طبقه بندی: امام دهم: هادی، 
درباره وبلاگ

کانون قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی واحد اشتیان پذیرای راهنمایی ها نظرات سازنده شما عزیزان می باشد.
ضمنا دوستان عزیز می توانند راز و نیاز ها و دلنوشته های خود را با اهل بیت و نیز خداوند متعال ، از طریق

نام کاربری azad14

و رمز عبور 1234567

برای ما پست کنند تا با نام خودشان در وبلاگ منتشر ماییم.
خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود شوی و ما رستگار
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
وبلاگ ما را چگونه ارزیابی می کنید؟






نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

آشتیان به روایت تصویر

آموزش جاوااسكریپت

كدهای جاوااسكریپت

ترفندهای ویندوز

لینك

لینك

لینك

لینك

لینك

لینك

لینك

[cb:blog_page_title]